سوال : 

سلام
پسری ۲۱ ساله هستم،حدود ۲ سال و نیم پیش با دختری تو چت آشنا شدم،اون زمان اون یه دختر با عقاید دینی نصفه نیمه، کم حجاب و کاهل نماز بود. خانواده ی من مذهبی هستن، و خودم هم خیلی به دین و مذهب اهمیت می دم. تا اون زمان با هیچ دختری رابطه نداشتم، همیشه وقتی باهاش چت می کردم سعی می کردم اونو به دین و ایمان و مذهب دعوت کنم و راهنمایی کنم، اونو خواهر خودم می دونستم و اون هم منو برادرش می دونست. همینطوری چتمون ادامه پیدا کرد تا بعد از یه سال حدوداً، من رفتم دانشگاه(راستی اینم بگم که هم سنیم) و چون دیگه نمی تونستم زیاد چت کنم بهش شمارمو دادم تا با هم فقط با اس ام اس ارتباط داشته باشیم. یک سال هم فقط با اس ام اس باهاش رابطه داشتم و صحبت میکردم،یعنی تا دو سال نه همدیگه رو از نزدیک دیدیم نه صدای همدیگه رو شنیدم،فقط واسه هم می نوشتیم و عکس می فرستادیم. من به تدریج می دیدم که صحبتهام و راهنمایی هام در مورد دین و اعتقادات داره توش تاثیر میذاره و کاملاً میدیدم که داره تغییر می کنه،تو عکسا میدیدم که داره باحجاب میشه،آرایشش کم میشه،لباساش بهتر میشه،نماز میخونه، محرم نامحرم رو رعایت می کنه. این تغییرات انقدر گسترده شد که باعث شد کم کم به اون به شکل کیسی برای ازدواج نگاه کردم و بهش علاقه مند شدم، وقتی دیگه کامل به یه دختر مؤمن تبدیل شده بود رابطمون از خواهر برادری به عاشق معشوقی یا خواستگار و خواسته تغییر کرد. البته تا اینجا بعضی اوقات بعضی رفتاراش که از همون ناقص بودن اعتقاداتش سرچشمه می گرفت منو ناراحت می کرد، موضوعاتی که در گذشته ی اون وجود داشت هم یه خورده اعصابمو خرد می کرد.
اما به هر حال گذشتشو فراموش کردم و عملاً تلاشمونو برای رفتن به سوی ازدواج بعد از حدود ۲ سال از آشنایی شروع کردیم.تو این نیم سال که از بعد از شروع رابطه به شکل جدید می گذره هر از چند گاهی یه سوتی هایی هم داد،یعنی یه گریزهایی به گذشته زد اما خیلی مختصر که به نظرم به خاطر ناآگاهی و همچنین تازه بودن شخصیت جدیدش بود و اینکه هنوز خوب خودشو وفق نداده بود با این شخصیت اتفاق افتاد این سوتی ها. اولین چیزی که تو این نیم سال انجام دادیم این بود که بعد از دو سال صدای همدیگه رو برای اولین بار شنیدیم و هنوزم که هنوزه همدیگه رو از نزدیک ندیدیم!!!فقط فیلم و عکس و گفتار ونوشتار از راه دور.محل اقامتمون هم از هم دوره راستی.
خوب این کل ماجرا، اول اینکه دوست دارم نظرتون رو راجع به کل ماجرا بدونم و کل این ماجرا رو نقد کنید لطفاً، ودوم اینکه من چیکار کنم؟با خونوادم چی کار کنم؟اگه بهشون بگم ممکنه کل ماجرا رو زیر سوال ببرن که چرا اصلاً این جور شروع شده رابطتون و از اینجور چیزا،ممکن هم هست مشکلی با فرایند نداشته باشن. از اونجایی که خونواده ی ما با هم تفاوت دارن از نظر اعتقادی ولی خود دختره مطابق با خونواده ی ماست، ما چیکار باید بکنیم؟؟ من مطالب راضی کردن خانواده و ایناتون رو خوندم ولی توش راه حلی برای خودم ندیدم.اگه قبول نکردن چیکار کنیم؟ چجور کنار بیایم با علاقمون؟؟ضمناً بگم که خونواده ی دختره میشه گفت راضین.
و سوال دیگم اینه که چجور به این اطمینان برسم که این تغییرات اون دختر پایداره،و به خاطر عشق نیست؟؟هرچند خودش همیشه میگه به خاطر من نیست این تغییرات،به خاطر خودشو خدای خودشه!
بازم ممنون.

 

جواب :

سلام

در مورد کل ماجرا از نظر اینکه شما بر او اثر مثبت دینی گذاشتید کار هر دو طرفتون ارزش منده و سوتی دادن طرف هم تا مدتی طبیعیه

اما مساله ازدواج یه حرف دیگه است و منوط به اینه که شما تناسب های لازمه رو از نظر اخلاقی فکری اعتقادی رفتاری و ... داشته باشید تا بعدا در زندگی دچار مشکل نشید و به نظر من این مقدار شناخت همراه با عشق شما نمی تونه دلیل کافی برای ازدواج باشه و لازمه در این زمینه بررسی های بیشتری توسط شما با مشورت خانواده صورت بگیره

ضمنا منم نظرمو در مورد بعض مواردی ذکر کردید میگم :

در مورد اینکه گفتید بعض مواقع اشتباهاتی می کنه عرض می کنم معلومه که این دختر مثل دختری که سالها مقید بوده و عمل به مسائل دینی در وجودش جا افتاده ، نیست و به همین خاطر ممکنه بازم تا مدتها اشتباهاتی ازش سر بزنه ولی این چندان مهم نیست چون با توجه به اینکه شما موقعیتش رو درک می کنید و خودشم تلاش می کنه مشکلی ایجاد نمی شه و این اشتباهات هم به تدریج کم می شه

اما اگه جلوی خانواده و فامیل شما اشتباهی کنه در صورتی که اونا به موقعیتش توجه نداشته باشن ممکنه مشکل ایجاد بشه

در مورد اختلاف فرهنگ دو خانواده هم که گفتید باید بررسی کنید که با وجود اختلاف فرهنگی ارتباطات و مهمانیهای خانوادگی و فامیلی طرفین چه طور باید باشه

شما گفتید که  عکسشو دیدید اما هنوز خودشو ندیدید خدمت شما عرض می کنم تا قبل دیدنش نظر قطعی شما معلوم نیست چون برای پسر قیافه و ظاهر و هیکل دختر خیلی مهمه و ممکنه که نپسندید

بنا بر این حرفها شما در این مرحله اصل ازدواج رو حتمی ندون و قصدت بررسی طرف مقابل برای ازدواج باشه و اگه می تونی عشقت رو کنار بذار تا بتونی عاقلانه تحقیق و بررسی کنی  

نسبت به اینکه چه طور به خانواده بگید هم عرض می کنم اصل موضوع ارشاد دختر رو به عنوان یه کار مثبت مطرح کنید و اما در مورد ازدواج حتی اگه قصد حتمی ازدواج باهاش هم دارید اونو فقط به عنوان یک گزینه قابل بررسی برای ازدواج مطرحش کنید نه اینکه بگید قصد ازدواج باهاش رو دارید چون اولا با این کار احترامتون رو نسبت به نظر خانواده ابراز کردید و نشون دادید که نظر اونا براتون تعیین کننده است نه اینکه فقط ماشین امضای انتخاب شما باشند و ثانیا اگه این طور بگید اونا جدا و واقعا بررسی می کنن که به درد هم میخورید یا نه چون می بینن که نظرشون برای شما تعیین کننده است و شما هم از نظر اونا خیلی می تونید استفاده می کنید چون که اونا مثل شما نیستند که علاقه جلوی تشخیصشون رو بگیره و علاوه بر اینکه تجربه شون هم از شما بیشتره

شما هم در این مسیر به نظر مشورتی اونا احترام بذارید و ارش استفاده کنید و اگه مخالفت کردند حرفشون رو به راحتی کنار نذارید و سعی کنید با دلایل منطقی جواب بدید تا یکی از دو طرفتون  قانع بشه

ولی اینو هم بدونید که اگه اونا علی رغم مخالفتشون بخاطر علاقه شما به هم دیگه رضایت دادن ازدواج شما ممکنه ریسک داشته باشه

در مورد اینکه گفتید ایا می تونید اطمینان به پایداری تغییراتش داشته باشید عرض می کنم: می تونید امتحانش کنید و یه مدت ولش کنید و ببینید که این تغییرات ادامه داره یا نه؟

علاوه بر اینکه اگه عشق او به شما بعد از این دو سال به وجود اومده باشه معلوم می شه که در طی این دو سال تغییراتش واقعی بوده و ربطی به شما نداشته

بلکه حتی اگر عشق انگیزه این تغییرات هم باشه بازم اشکال نداره چون اولا اگه حتی عشق هم انگیزه شده باشه که به سمت مثلا نماز بره درسته که عشق سبب شده به سمت نماز بره اما نماز رو که برای خدا می خونه نه عشق شما و ثانیا بعد ازدواج هم قرار نیست که عشق از بین بره که شما ترس داشته باشید که این تغییراتش از بین بره

البته این درسته که اگه عشق اونو وادار کنه که برای رسیدن به شما ظاهر سازی کنه یا اینکه هیجانی شده باشه و این  کارها رو  از روی احساس و برای ازدواج با شما انجام بده در این صورت بعد ازدواج ممکنه به حالت سابقش برگرده

اما به نظر من کسی که دو سال بدون اینکه بحث ازدواج بوده باشه تغییرات اساسی در فکر و رفتارش دیده شده ، نمی شه در موردش گفت که ظاهر سازی می کنه یا تغییراتش هیجانی بوده

موفق باشید