سوال:

سلام
من یه دخترِ ۲۳ سال هستم من ازدواجِ سنتی رو می پسندم ولى خواستگارهایی که میان همه سطحِ خونوادشون با خانواده ما متفاوته یا اینكه هیچكدوم تحصیل كرده نیستن من توقعاتم براى ازدواج زیاد نیست ولى چون خودم مدركِ کارشناسی مو گرفتم دوست دارم حداقل همسرم از این نظر با من در یه سطح باشه ولی همچین كسى نمى بینم. من دوستى قبل از ازدواج رو نمی پسندم باید چى كار كنم؟ ترا بخدا یه راه حالى جلوى پام بذارین درضمن من خواهر کوچکترم هفده سالشه که دو ساله ازدواج كرده واسه همین فشار خانواده براى ازدواجِ من زیاده ولی من كسى نیستم كه مثل اون واسه خودم یکی رو پیدا كنم دیگه نمیدونم چى كار كنم ممنون میشم اگه راهنماییم كنید

جواب :

سلام

شما گفتید که توقعتون بالا نیست اما انتظار داریدکه خواستگارتون لا اقل از نظر خانواده و تحصیل هم سطح شما باشه

از نظر یکی بودن سطح خانوادگی شاید منظورتون برابری فرهنگی یا مالی باشه اگه منظور اینها است عرض می کنم اگه اختلاف سطح زیاد نباشه که معمولا مشکل ساز نیست و اما اگه اختلاف زیاد باشه و این اختلاف زیاد در زمینه مالی باشه در صورتی مشکل سازه که یک طرف خودشو بالاتر بدونه و بخواد به اون یکی فخر بفروشه اما اگه هر دو طرف به همدیگه احترام بذارن و همو قبول کنن مشکلی درست نمی شه

در مورد اختلاف زیاد فرهنگی هم عرض می کنم اگه منظور اختلاف در اداب و رسوم باشه در این زمینه صحبت و تفاهم بین خانواده ها و توافق در موارد اختلاف قبل ازدواج می تونه از مشکلات بعدی جلوگیری کنه

اما اگه منظور اختلاف مذهبی باشه در این رابطه مطلب اختلاف در مسائل مذهبی و سیاسی رو مطالعه کنید

http://moshaver41.ir/post/138

اما در مورد اینکه گفتید انتظار دارید که همسر آینده تون از نظر تحصیلی هم سطح شما باشه عرض می کنم در این مورد بهترین راه اینه که به واقعیات موجود توجه کنید و بر اساس اونا خواستگار مناسب رو تشخیص بدید چون ایده ال گرایی و توقع بالا فقط در مسائل مالی نیست بلکه هر گونه دید و نظر غیر واقع بینانه یک نوع ایده ال گرایی است

اولین واقعیت تلخ اینه که پسر تحصیل کرده کم نیست اما پسر تحصیل کرده اماده ازدواج کمه بخاطر اینکه شرایط مالی رو که معمولا خانواده دخترها لازم می دونن ندارن

واقعیت بعدی اینه که بالا رفتن سن و تحصیلات دخترها اگه اثر منفی بر ازدواج اونا نداشته باشه ، لا اقل اثر مثبت نداره پس این درست نیست که فکر کنید ازدواج خواهر شما صرفا بخاطر این بوده که یکی رو برای خودش پیدا کرده و بدون ارتباط به راحتی نمی تونست ازدواج کنه چون حقیقت اینه که در سنین پایین تر خواستگار دخترها بیشتره منتها خیلیشون به خاطر درس خوندن جواب رد می دن وگرنه اگه بخوان ازدواج کنن زودتر از دخترای سنین بالاتر عروس می شن  

پس فکر نکنید اگه خواهر شما کسی رو پیدا نمی کرد حالا حالاها توی خونه مونده بود چون دخترای سن پایین خواستگارشون بیشتر از دخترای سنین بالاتره، به خاطر اینکه افراد با هر مدرک تحصیلی می تونن از دخترای سن پایین خواستگاری کنن اما کمتر پسر دارای تحصیلات پایین از دختر تحصیل کرده سن بالا خواستگاری می کنه، اونایی هم که این کار رو می کنن خیلی وقتها با جواب رد دختر مواجه می شن

پس خواستگار مناسب این دخترها تنها پسرای تحصیل کرده هستن بر خلاف دخترای سن پایین که هرکس با هر مدرکی می تونه ازشون خواستگاری کنه   

از اینا گذشته اگه دوتا دختر باشن که یکی کم سن و تحصیلات پایین و دیگری سن بالاتر و دارای تحصیلات عالیه باشه این طور نیست که همه دختر دومی رو ترجیح بدن بلکه شاید بشه گفت بخاطر افکار سنتی که در خیلی از خانواده ها هست برای پسرها دختر با سن پایین تر رو بهتر می پسندند

البته اگه هر دو دختر هم سن باشن ولی یکی تحصیلاتش بالاتر باشه این می تونه برای پسر به مزیت باشه تا دختر تحصیل کرده رو انتخاب کنه خصوصا برای کسی که دوست داره زنش از تخصصش برای کار کردن استفاده کنه این نوع پسرها از ازدواج با دخترهای تحصیل کرده استقبال می کنن

ولی از اون طرف هم ممکنه بعض پسرهایی که با کار کردن زن مخالفند با دختر دارای تحصیلات پایین تر ازدواج کنن چون فکر می کنن اگه زن تحصیلات عالیه داشته باشه قاعدتا می خواد سر کار بره و اونا هم چون دلشون نمی خواد زنشون شاغل باشه زن بدون تحصیلات عالیه رو ترجیح می دن خصوصا اگه زن تخصصش در رشته هایی مثل مهندسی معدن یا بسیاری از رشته های فنی باشه که لازمه خیلی از منزل دور بشه یا با مردان زیادی همکار بشه

به هر حال واقعیت اینه که برعکس اونی که بعضیا فکر می کنن و بعضا در فیلمها هم نشون می دن، تحصیلات عالیه شانس ازدواج دختران رو زیاد نمی کنه و قدرت انتخابشون رو بالا نمی بره بلکه حتی ممکنه برعکس هم بشه چون اونا با افراد غیر تحصیل کرده ازدواج نمی کنن و همچنین بخاطر تحصیل سنشون بالا می ره و پسرای هم سن و پایین تر خواستگاریشون نمیان و لذا شانس ازدواجشون کمتر می شه

به نظر من روش صحیح برخورد با این واقعیت اینه که شما در مرحله اول : ملاکهاتون رو به دو دسته تقسیم کنید اصلی و فرعی ملاکهای اصلی اونا باشه که ازش نمی تونید بگذرید و ملاکهای فرعی اونا باشه که اگه باشه بهتره

و در مرحله بعد : تحصیل و سطح مالی خانواده طرف رو از ملاکهای فرعی قرار بدید و در ملاکهای اصلی غیر از ایمان و اخلاق و خانواده خوب ، عقل، فهم ، شخصیت ، مردونگی و درک بالا رو قرار بدید چون اگه اینا رو داشته باشه در حقیقت از نظر درک و فهم در حد شما است و تنها عیبش اینه که درس نخونده و مدرک نداره که اینم اشکال نداره چون مسائل علمی تخصصی درسی که کسی فرا می گیره - غیر از بعض رشته های علوم انسانی که به خانواده و تربیت فرزند مربوطه - در زندگی زناشویی بسیار کم نقش و کم اثره بلکه اونی که مهمه اینه که طرف از علمش برای کسب در امد استفاده کنه پس وقتی که شغل و در امد داشته باشه جای همون تحصیل رو می گیره

البته مسلمه کسی که تحصیلات عالیه داره سطح فکرش با ادم بی سواد فرق داره اما نمی شه گفت این تفاوت سطح فکر در همه موارد حتی اگه مرد دیپلم و زن لیسانس باشه هم وجود داره

اگه بگید که لازمه مرد از نظر تحصیلی بالاتر از زن باشه جوابش اینه که مقدار اثر تحصیل در زندگی زناشویی تنها بالاتر بودن سطح فکره وگرنه تخصص حاصل از بسیاری از رشته های تحصیلی در زندگی زناشویی اثر چندانی نداره

البته این در غیر از جاییه که زن خودشو بالاتر بدونه و معتقد باشه که چون تحصیلاتش بالاتره همیشه در زندگی باید حرف حرف حرف خودش باشه چون اگه این طور باشه زن یا باید تا پیدا شدن مردی با تحصیلات بالاتر ازدواج نکنه یا از این فکرش دست برداره  

پس اونی که مهمه اینه که مرد شخصیت و درک بالایی داشته باشه تا زن بتونه باهاش هم فکری کنه و درک متقابل داشته باشن و همچنین زن بتونه در زندگی بهش تکیه کنه و این اهداف کاملا بوسیله ازدواج با فردی که تحصیلات عالیه نداره ولی فهم و درک بالا داره و با شخصیته می تونه به دست بیاد

پس این طور نیست که تحصیلات بالا به طور مطلق مزیت باشه بلکه تنها در مورد خواستگار تحصیل کرده مزیته چون اقبالش به شما بیشتر از دختر هم سن شما است که تحصیلات عالیه نداره اما در مورد پسری که تحصیل کرده نیست یا اینکه تحصیل کرده است اما دلش نخواد همسرش کار کنه معلوم نیست تحصیل مزیت باشه چون در این شرایط اون احتمالا سراغ دختر با تحصیلات پایین می ره

اینا رو که گفتم نمی خواستم نا امیدتون کنم بلکه نظرم این بود که واقع بین بشید و با تشخیص موقعیت خودتون در این مساله با چشم باز عمل کنید تا نکنه سالها بگذره و مجرد بمونید و بعدا تاسف عمل غیر واقع بینانه رو بخورید

البته نمی گم که در هر شرایطی به خواستگار پایین تر جواب مثبت بدید اگه احساس نیاز به ازدواج نمی کنید یا از تجرد تا اخر عمر در سنین بالاتر نمی ترسید می تونید صبر کنید تا شاید یه مورد واقعا دلچسب براتون پیدا بشه اما اگه احساس نیاز می کنید یا اینکه نمی خواید احتمالا تا اخر عمر مجرد بمونید نسبت به خواستگارها واقع بینانه عمل کنید هرچند اونی که دلتون می خواد نباشه  

موفق باشید