سوال :

سلام

راستش من یه خواستگاری دارم که هم از لحاظ تحصیلات و هم خانوادگی از من پائین ترند ولی من این تفاوتها رو قبول کردم و توی دو جلسه خواستگاری در مورد بیشتر مسائل باهم صحبت کردیم و تقریبا مشکلی نداشتیم. ولی بعضی وقتا یه کارایی می کنه که با حرفایی که زده مغایرت داره. مثلا من از ایشون پرسیده بودم که اهل مشورت کردن تو زندگی هستن و جوابش بله بود ولی وقتی برا اولین بار با هم رفتیم بیرون بدون اینکه کوچکترین سوالی از من بپرسه که چی می خورم خودش رفت هر چی که خودش می خواست سفارش داد و اومد با هم خوردیم. من اون لحظه هیچی نگفتم ولی بعدا بهش گفتم این رفتارت از نظر من یعنی اینکه اهل مشورت کردن نیستی. یا مثلا وقتی می خواد در مورد یه چیزی (مربوط به من) نظر بده اینقدر بد نظرشو میگه و از کلمات نامناسبی استفاده می کنه که بدجور می خوره تو ذوق ادم و من حتی بعضی وقتا گریه ام می گیره و  وقتی هم بهش میگم همسر ادم باید نظرشو حتما بده ولی نباید جوری بگه که طرفش احساس کنه داره به شخصیت و سلیقه اش توهین می شه میگه نه زن و شوهر باید ساده و رک و راست باشن و یه مورد دیگه اینکه من کلا از زن و شوهرایی خوشم میاد که همش قربون صدقه همدیگه میرن و اینم بهش گفتم و احساس می کنم اگه گاهی، گاهی، گاهی اینکارو می کنه به خاطر اینه که من گفتم از این رفتار خوشم میاد و گرنه رفتاری نیست که خودش خودبخود انجام بده چون میگه همه این چیزا بعد عقد عادی میشه در صورتی که من اصلا نمی خوام تو این زمینه ها براش کم بذارم یا برام عادی بشه ولی اگه اون نخواد منو ساپورت کنه که منم بعد یه مدت کم میارم. همش به من میگه تو زیاد حساسی. سردر گم شدم نمی دونم واقعا من زیاد حساسم و نباید به این مسائل زیاد بها بدم یا اینکه نه این مسائل اهمیت داره. لطفا منو راهنمایی کنید تا از سردر گمی در بیام. لطفا اگه میشه زود راهنماییم کنید چون تا چند وقت دیگه تصمیم دارن عقد کنن.

 

جواب :

سلام

اول یه مطلب کلی بگم: اگه نظر شما این باشه که با کسی ازدواج کنید که در هیچ زمینه ای با شما اختلاف نداشته باشه، یا نمی تونید ازدواج کنید یا اینکه دیر انجام می شه، بر فرض هم که چنین کسی رو پیدا کنید بازم دلیل نمی شه که بعدا با هم اختلاف پیدا نمی کنید، چون همه مواردی رو که احتمالا اختلاف دارید الان نمی تونید بفهمید به خاطر اینکه بعض موارد تا پیش نیاد ادم نمی تونه عکس العمل طرفش رو بفهمه و اونو از اون جهت بشناسه

به همین خاطر برای اینکه ادم بعدا به مشکل نخوره بعد از اینکه طرف مقابلش ملاکهای اصلی مورد نظرش رو داشت باید در موارد جزئی به جای ایده ال گرایی نسبت به تفاهم با همسر دید واقع بینانه داشته باشه و با پذیرش احتمال اختلاف وارد زندگی بشه یعنی توقع وجود اختلافهای احتمالی رو داشته باشه چون وقتی که وجود اختلافهای احتمالی رو قبول کرد زمانی که با اختلافات برخورد کرد خیلی راحت تر باهاش کنار میاد چون احتمالشو می داده و توقع کامل بودن تفاهم طرفینی رو نداشته پس وقتی چند مورد اختلاف دید بر اشفته نمی شه

به عبارت دیگه: فکر درست اینه که همسر رو مجمع همه صفات خوب نبینه و متوجه باشه که اونم مثل همه ادمای دیگه ممکنه رفتارهای نادرست داشته باشه تا اگه خلاف توقعش رو دید فکر نکنه عالم خراب شده و اگه این دید واقع بینانه رو داشته باشه خیلی راحت باهاش کنار میاد

به همین خاطر من به شما توصیه می کنم که این طرز فکر رو که نسبت به همه موارد حساس هستید تغییر بدید وگرنه هرچه پیش می رید با کشف اختلافها زندگی براتون سخت تر می شه

فکر هم نکنید که خوبی زندگی اکثر متاهلها بخاطر اینه که در بیشتر مسائل با هم تفاهم دارن، بلکه بخاطر اینه که با نقاط ضعف طرف مقابلشون کنار میان و همدیگه رو همون طوری که هستن با تمام عیب و نقصهاشون قبول می کنن

بعد از مطلب کلی در مواردی که گفتید نظرم رو می گم

در مورد اینکه گفتید می گه مشورت می کنم اما نمی کنه عرض می کنم شاید اونی که مورد نظر شما است غیر از نظر طرفتونه، یعنی شما انتظار دارید که اون در همه موارد مشورت کنه اما شاید اون فقط در موارد مهم مشورت رو لازم می دونه اگه این طور باشه اون دروغ نگفته که اهل مشورته اما در موارد مهم و با اهمیت زندگی، نه مثل موردی که شما گفتید پس معلوم می شه که شما در اصل مشورت کردن اختلاف ندارید بلکه در موردش که کجا باید باشه اختلاف دارید  

راه برخورد با چنین اختلاف نظری هم این نیست که بهش اعتراض کنید که اهل مشورت نیستی، بلکه راهش اینه که در چنین مواردی با توضیحاتتون بهتر بودن مشورت رو حتی در چنین مواردی اثبات کنید مثلا در مورد مشورت در خرید خوراکی بهش بگید اگه با من مشورت می کردی بهتر بود؛ چون مثلا اونی رو که خریدی دوست ندارم یا اینکه اونی رو که نخریدی بیشتر دوست دارم

در مورد اینکه گفتید الفاظ نادرستی به کار می بره که شما احساس توهین می کنید ولی اون می گه رک و راست بودنه، عرض می کنم معلومه که این نوع سخن گفتن درست نیست اما بازم راهش اعتراض نیست بلکه تدریجا باید بهش فهموند که طرفش رو با این رک بودنش ازار می ده و اشکش رو در میاره

البته اگه این بد حرف زدنش خیلی شما رو ازار می ده به حدی که برای شما غیر قابل تحمله و به نظرتون می رسه که تذکرات شما و اشکهای ناراحتی شما هیچ اثری در جهت تغییر رفتار اون نداره، لازمه که شما قبل عقد این مساله رو حل کنید و قول تغییر نوع سخن گفتن رو ازش بگیرید و اگه به قولش اعتماد ندارید در این زمینه ازش التزامی بگیرید که می دونید سبب عمل کردنش می شه

در مورد اینکه شما دلتون می خواد زن و شوهر دائما قربون صدقه هم برن عرض می کنم اظهار علاقه زوری و دستوری نمی شه که شما بخواید همیشه همین طوری باشه بلکه اظهار علاقه دلیل خودشو داره که این دلیل در زن و مرد فرق داره

به عبارت دیگه اگه شما می خواید اون شما رو در زمینه محبت ساپورت کنه شما هم در زمینه ای که سبب جذابیت بیشتر شما برای او و ایجاد محبت در دلش نسبت به شما می شه - که مساله جنسی است- خوب ساپورتش کنید و معلومه که این مورد بعد ازدواج ممکنه توضیحات بیشتر رو در این زمینه در مطلب احساس میکنم هنوز دوستش داره  ببینید

پس ایده ال نبودن اظهار محبت او در این زمان که عقد نکردید اشکالی نداره و بعد ازدواج به تدریج به سطح ایده ال شما خواهد رسید و جای نگرانی نیست

موفق باشید